<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه علوم وحیانی معارج</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه حکمت اسرا</JournalTitle>
				<Issn>2383-2916</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2023</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>The Role of Intellect and Intellectual Thought in Quran-based Quranology
(&#039;Abdullah Jawadi Amuli&#039;s Quranology As A Case Study)</ArticleTitle>
<VernacularTitle>نقش عقل و تفکّر عقلی در شناخت قرآن به قرآن (مطالعه موردی: قرآن شناختِ آیت الله جوادی آملی)</VernacularTitle>
			<FirstPage>5</FirstPage>
			<LastPage>46</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">169074</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمدامین</FirstName>
					<LastName>شاهجوئی</LastName>
<Affiliation>استادیار گروه پژوهشی فلسفه اسلامی و حکمت معاصر، پژوهشکده فلسفه، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2023</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>محمدحسین طباطبایی، نویسنده تفسیر المیزان، مفسر معاصر قرآن است. او مدعی است که شیوه تفسیری قرآن به قرآن را بکار گرفته است. در شاگردان وی، بیشترین اهتمام به تفسیر را در عبدالله جوادی آملی شاهدیم. ادعای وی نیز در تفسیر تسنیم، آن است که به شیوه استاد، قرآن را تفسیر کرده است. شرط لازم ورود به حوزه تفسیر به شیوه مزبور، شناخت قرآن به روش قرآن‌بنیاد است. او مجلد نخست تفسیر موضوعی خود را قرآن در قرآن نامیده است. دعوی وی، این است که به قرآن‌شناختِ قرآن‌بنیان پرداخته، و درنتیجه، بر تفسیر قرآن به قرآن استدلال کرده است. مطالعه این اثر، نشان‌دهنده کامیابی نویسنده در اتخاذ روش یادشده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با توجه به این که وی همچون استاد خویش، به موازات تحقیقات تفسیری، اهتمام به تدریس و تالیف حکمت اسلامی نیز داشته است، مقاله حاضر در پی بررسی این است که آیا قرآن‌شناسیِ (بنا به ادعای او) قرآن‌محور، به گونه‌ای کاملا عاری از دخالت آموزه‌های حِکمی و تنها مستند به آیات وحی به انجام رسیده تا بتوان بر دعویِ قرآن‌بنیان بودن آن به نحو مطلق به گونه‌ای کاملا برکنار از تاثیر تعالیم حکمی، صحّه گذاشت، یا هرقدر که قرآن‌شناسی، بر آیات خود قرآن استوار و درون‌متنی باشد،اثرگذاری آموزه‌های فلسفی بر آن، بکلی قابل حذف از فرایند شناخت وحی نبوده و ادعای کاملا قرآن‌بنیاد بودن آن، به کلّی فارغ از هرگونه تاثیرگذاری زمینه‌های تعقّل فلسفی، قابل تأمّل و احیانا تردید است؟ بدیهی است پاسخ این پرسش مستقیما به امکان یا استحاله تفسیر قرآن صرفا به خود قرآن نیز قابل تعمیم خواهد بود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">علامه سید محمدحسین طباطبایی، نویسنده تفسیر المیزان، مفسر معروف قرآن کریم در تاریخ معاصر ایران و تشیع است. او مدعی است که در کتاب خود، شیوه تفسیر قرآن به قرآن را به کار گرفته است. از میان شاگردان وی، بیشترین اهتمام به رشته تفسیر را در تدریس و تالیف، آیت‎الله عبدالله جوادی آملی، داشته است. ایشان نیز مدعی ست که به شیوه استاد خویش، قرآن را تفسیر کرده است. شرط لازم ورود به حوزه تفسیر به شیوه پیش‎گفته، شناخت قرآن به روش «قرآن‎بنیاد» است. از این رو، او مجلد نخست از مجموعه چندین جلدی تفسیرِ موضوعی خود را «قرآن در قرآن» نامیده است. دعوی وی در کتاب یادشده، این است که به «قرآن‎شناختِ قرآن‎بنیان» پرداخته، و از این رهگذر، بر شیوه تفسیر «قرآن به قرآن» استدلال کرده و اسلوب مزبور را بر پایه آن استوار ساخته است. مطالعه این اثر، نشان‎دهنده کامیابی‎های قابل توجه نویسنده در اتخاذ روش یادشده در قرآن‎شناسی است که دستاوردهای مهمی برای وی به ارمغان آورده است.
با توجه به این که آیت الله جوادی آملی، همچون استاد خویش، به موازات تحقیقات گسترده تفسیری، سالیان متمادی اهتمام ویژه‎ای به تدریس و تالیف در سطوح عالی فنّ حکمت اسلامی نیز داشته است، مقاله حاضر در پی بررسی این مطلب است که آیا «قرآن‎شناسیِ قرآن‎محور»ِ ایشان، به گونه‎ای کاملا عاری از دخالت آموزه‎های حِکمی و تنها مستند به متن آیات وحی به انجام رسیده است؟ آیا می‎توان بر دعوی «قرآن‎بنیان» بودن این روش (به نحو مطلق) به گونه‎ای کاملا برکنار از تاثیر تعالیم حکمی، صحّه گذاشت؟ یا نه؛ هرقدر هم که قرآن‎شناسی، بر آیات خود قرآن استوار و درون‎متنی باشد، تاثیرِ آموزه‎های فلسفی بر آن، به کلی قابل حذف از فرایند شناخت وحی نبوده و ادعای «کاملا قرآن‎بنیاد» بودن آن، به کلّی فارغ از هرگونه تاثیرگذاری زمینه‎های تعقّل فلسفی، قابل تأمّل و احیانا تردید است؟ بدیهی است پاسخ این پرسش، هرچه باشد، به طور مستقیم به امکان یا استحاله «تفسیر قرآن صرفا به خود قرآن» نیز قابل تعمیم خواهد بود؛ زیرا منهج تفسیری مزبور، بر شناخت قرآن به قرآن، مبتنی و به آن مشروط است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عقل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تفکّر عقلی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قرآن‌شناسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شناخت قرآن به قرآن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">محمدحسین طباطبایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عبدالله جوادی آملی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تفسیر قرآن به قرآن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فلسفه و حکمت اسلامی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://hikmat.isramags.ir/article_169074_8dbe5a1ca752b73e892d518df91bd98d.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه علوم وحیانی معارج</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه حکمت اسرا</JournalTitle>
				<Issn>2383-2916</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2023</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تقدم بالحق و تاملی در امکان ارجاع آن به تقدم بالحقیقه از منظر صدرالمتألهین</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تقدم بالحق و تاملی در امکان ارجاع آن به تقدم بالحقیقه از منظر صدرالمتألهین</VernacularTitle>
			<FirstPage>47</FirstPage>
			<LastPage>68</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">168504</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمد جواد</FirstName>
					<LastName>نصر آزادانی</LastName>
<Affiliation>سطح چهار حوزه علمیه قم؛ دانشجوی دکتری فلسفه و کلام دانشگاه قم</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2023</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>08</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>بحث تقدم و تأخر یکی از مباحث مهم فلسفی می باشد، که هم با مباحث تشکیک و هم با بحث حدوث و قدم پیوند دارد، فلاسفه اسلامی، برای تقدم و تأخر اقسامی را همچون تقدم بالعلیه، تقدم بالطبع و ... ذکر نموده اند، صدر المتألهین نیز دو قسم دیگر به نامهای تقدم و تأخر بالحقیقه و تقدم و تأخر بالحق، بر اقسام مذکور افزوده است، آنچه از ظاهر عبارات صدرالمتألهین مشهود است، غیریت و دوگانگی تقدم و تأخر بالحقیقه و بالحق می باشد، اما با توجه به تفاسیر مختلف کلام ایشان در مورد اعتباریت ماهیت، و مطابق تفسیری که ماهیت معدوم محض نیست و با وجود متحد، به عین وجود، موجود می باشد، و هم چنین با توجه به اینکه رابطه بین کثرات و حق تعالی به واسطه حیثیت تقییدی شأنی تفسیرمی شود که طبق آن موجودات توهم محض نیستند و به واسطه وجود حق موجودند، در این صورت تقدم بالحق به تقدم بالحقیقه برمی گردد و یکی از مصادیق آن خواهد بود، به این معنی که همانطور که رتبه وجود مقدم بر ماهیت و ماهیت به عین وجود موجود است، رتبه ذات حق مقدم بر رتبه شئون و تجلیات است و اصل و اصالت با ذات است و شئون و تجلیات همه به عین ذات حق موجودند و در نتیجه نسبت بین وجود و ماهیت و ذات حق تعالی و تجلیات آن، مثالی برای تقدم بالحقیقه خواهند بودنوشته پیش روی به روش تحلیلی، توصیفی وبا استناد به منابع کتابخانه ای و رایانه ای، به گردآوری پرداخته است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">بحث تقدم و تأخر یکی از مباحث مهم فلسفی می باشد، که هم با مباحث تشکیک و هم با بحث حدوث و قدم پیوند دارد، فلاسفه اسلامی، برای تقدم و تأخر اقسامی را همچون تقدم بالعلیه، تقدم بالطبع و ... ذکر نموده اند، صدر المتألهین نیز دو قسم دیگر به نامهای تقدم و تأخر بالحقیقه و تقدم و تأخر بالحق، بر اقسام مذکور افزوده است، آنچه از ظاهر عبارات صدرالمتألهین مشهود است، غیریت و دوگانگی تقدم و تأخر بالحقیقه و بالحق می باشد، اما با توجه به تفاسیر مختلف کلام ایشان در مورد اعتباریت ماهیت، و مطابق تفسیری که ماهیت معدوم محض نیست و با وجود متحد، به عین وجود، موجود می باشد، و هم چنین با توجه به اینکه رابطه بین کثرات و حق تعالی به واسطه حیثیت تقییدی شأنی تفسیرمی شود که طبق آن موجودات توهم محض نیستند و به واسطه وجود حق موجودند، در این صورت تقدم بالحق به تقدم بالحقیقه برمی گردد و یکی از مصادیق آن خواهد بود، به این معنی که همانطور که رتبه وجود مقدم بر ماهیت و ماهیت به عین وجود موجود است، رتبه ذات حق مقدم بر رتبه شئون و تجلیات است و اصل و اصالت با ذات است و شئون و تجلیات همه به عین ذات حق موجودند و در نتیجه نسبت بین وجود و ماهیت و ذات حق تعالی و تجلیات آن، مثالی برای تقدم بالحقیقه خواهند بود.نوشته پیش روی به روش تحلیلی، توصیفی وبا استناد به منابع کتابخانه ای و رایانه ای، به گردآوری پرداخته است</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تقدم بالحقیقه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">صدرالمتألهین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تقدم بالحق</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حیثیت تقییدیه</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://hikmat.isramags.ir/article_168504_34d9df32bc0433b787439978dd05e4c9.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه علوم وحیانی معارج</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه حکمت اسرا</JournalTitle>
				<Issn>2383-2916</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2023</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Tabyeen vagdat vojood dar andishe sohravardi</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تبیین وحدت وجود در اندیشه حکیم سهروردی</VernacularTitle>
			<FirstPage>69</FirstPage>
			<LastPage>90</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">168507</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سمیه</FirstName>
					<LastName>ضیاء علی نسب پور</LastName>
<Affiliation>دانشجوی مقطع دکترا دانشکده فلسفه دانشگاه ادیان و مذاهب.</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>ملکی</LastName>
<Affiliation>دکترای فلسفه، استادیار دانشگاه ادیان و مذاهب (نویسنده مسئول).</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>میثم</FirstName>
					<LastName>زنجیرزن حسینی</LastName>
<Affiliation>دکترای فلسفه و کلام اسلامی، مدرس سطح عالی حوزه علمیه</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2022</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>25</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>یکی از مهم‌ترین مسائل معرفتی، شناخت حق‌تعالی است که در مکتب عرفان نظری، وجود حق تعالی، وجود بسیطی معرفی شده است که جای برای غیر نگذاشته است و ماسوای او، اطوار و شئون وی محسوب می‌شوند که اصطلاحاً بدین نظریه، نظریه وحدت شخصی وجود می گویند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جمهور قائلند نخستین کسی که نظریه وحدت شخصی وجود را در یک نظام‌واره علمی مطرح نموده است، ابن ‌عربی است. ولیکن در این مقاله ثابت می شود که شیخ اشراق نخستین شخصی است که مبانی این نظریه را در حکمت خویش، تبیین نموده است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">یکی از مهم‌ترین مسائل معرفتی، شناخت حق‌تعالی است که در مکتب عرفان نظری، وجود حق تعالی، وجود بسیطی معرفی شده است که جای برای غیر نگذاشته است و ماسوای او، اطوار و شئون وی محسوب می‌شوند که اصطلاحاً بدین نظریه، نظریه وحدت شخصی وجود می گویند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جمهور قائلند نخستین کسی که نظریه وحدت شخصی وجود را در یک نظام‌واره علمی مطرح نموده است، ابن ‌عربی است. ولیکن در این مقاله ثابت می شود که شیخ اشراق نخستین شخصی است که مبانی این نظریه را در حکمت خویش، تبیین نموده است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واژگان کلیدی: "</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حکمت اشراق"</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وحدت شخصی وجود</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عرفان و اشراق"</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سهروردی"</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">"</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شیخ اشراق"</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://hikmat.isramags.ir/article_168507_198d52309a05372d7bf52eb92d2b5be5.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه علوم وحیانی معارج</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه حکمت اسرا</JournalTitle>
				<Issn>2383-2916</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2023</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Knowledge by Presence a Criterion for the Immediacy of Obvious Propositions from the Point of View of Mulla Sadra and Descartes</ArticleTitle>
<VernacularTitle>علم حضوری، معیار بداهت گزاره‌های بدیهی از نگاه صدرا و دکارت</VernacularTitle>
			<FirstPage>91</FirstPage>
			<LastPage>122</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">169125</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>کرباسی زاده</LastName>
<Affiliation>دانشیار دانشگاه اصفهان</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مهدی</FirstName>
					<LastName>دهباشی</LastName>
<Affiliation>استاد دانشگاه اصفهان.</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید محمد داود</FirstName>
					<LastName>علوی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری فلسفه دانشگاه اصفهان.</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0003-0000-3271</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2023</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>Abstract&lt;br&gt;&lt;br&gt;The attainment of infallible knowledge is a constant concern of philosophers. Accordingly, fundamentalists divide propositions into theoretical and obvious ones, and the reason for the truth of theoretical propositions is their reference to obvious propositions. But why are obvious propositions infallible? These are the questions that this article has tried to address by referring to Sadra’s and Descartes&#039; different views on intuition (Sadra considers intuition synonymous with presence, but Descartes considers simple essences to belong to intuition) and certainty (Sadra believes certainty, as an existential event, is bestowed by the endower of forms (al-Ṣuwar), but Descartes means by certainty the epistemological certainty.) It reveals the fact that knowledge by presence is the criterion and the secret behind the immediacy of the obvious propositions. The difference between the two scholars is that Descartes considers knowledge by presence to be limited to the affective (al-wijdānī) propositions and believes the innate and primary propositions [awwalīyāt] are infallible on account of conceptual clarity. As for Mulla Sadra, it seems that according to him not only the affective and primary propositions but also every acquired knowledge is based on the knowledge by presence. The method of this research is collection, categorize and then analyze and explain the theories of the two philosophers. Finally, inferring ideas of these two philosophers</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">چکیده&lt;br&gt;&lt;br&gt;دستیابی به معرفتِ خطاناپذیر، دغدغه‌ی همیشگی فیلسوفان است، بر این اساس مبناگرایان گزاره‌ها را به نظری و بدیهی تقسیم و دلیل صدق گزاره‌های نظری را ارجاع آن‌ها به گزاره‌های بدیهی می‌دانند. امّا چرا گزاره‌هایی بدیهی خطاناپذیرند؟ پرسشی‌ است که این مقاله سعی نموده‌است با اشاره به نگاه متفاوت صدرا و دکارت در باره‌ی شهود (صدرا شهود را مترادف حضور می‌داند، ولی دکارت ذوات بسیط را متعلق شهود می‌شمارد) و یقین (صدرا معتقد است یقین به مثابه رخدادی وجودی افاضه‌ی واهب الصور است، ولی مقصود دکارت از یقین، یقین معرفت‌شناسی است.) این واقعیت را آشکار ‌سازد که علم حضوری معیار و سرّ بداهت گزاره‌های بدیهی است. با این تفاوت که دکارت علم حضوری را محدود به گزاره‌های وجدانی دانسته و اولیّات را به جهت وضوح مفهومی خطاناپذیر می‌داند. در حالی‌که به نظر می‌رسد ملاصدرا نه تنها گزاره‌هایی وجدانی و اوّلی که هر علمی حصولی را مبتنی بر علم حضوری می‌داند. روش به کار رفته در این نوشته جمع آوری، دسته بندی، تحلیل و تبیین و در نتیجه نشان دادن اشتراک‌ها و تفاوتهای این دو فیلسوف است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کلید واژه: شهود</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">یقین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بداهت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علم حضوری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">صدرا و دکارت</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://hikmat.isramags.ir/article_169125_47d2bcad25f2a1c029079a0c47e65a13.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه علوم وحیانی معارج</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه حکمت اسرا</JournalTitle>
				<Issn>2383-2916</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2023</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Feasibility study of feminist epistemology in Ayatollah Javadi Amoli&#039;s epistemological system</ArticleTitle>
<VernacularTitle>امکان‌سنجی معرفت‌شناسی فمینیستی در نظام معرفت شناسی آیت‌الله جوادی آملی</VernacularTitle>
			<FirstPage>123</FirstPage>
			<LastPage>150</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">168383</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>زهرا</FirstName>
					<LastName>خانی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکترای دین پژوهی، دانشگاه ادیان و مذاهب.</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-0955-5219</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>وحید</FirstName>
					<LastName>سهرابی فر</LastName>
<Affiliation>استادیار گروه فلسفه دین دانشگاه ادیان و مذاهب</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2022</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>The movement of feminism in the West was born after creating equality and removing the oppression of women in the legal and political system, but with the passage of time, the concern of this movement extended to the epistemological field as well. In feminist epistemology, by breaking the foundation of conventional western epistemology, the natural and social experiences of human beings become important in knowledge, and these experiences determine the epistemic differences of women and men in the form of the influence of sex and gender. Due to the dynamism and attention of Islamic philosophy to the issues of the day, feminist epistemology cannot be ignored by Muslim philosophers, especially a thinker like Ayatollah Javadi Amoli, who, while being comprehensive in various sciences, also pays attention to the issues of the day.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;The purpose of writing this article is to investigate the possibility of realizing feminist epistemology in the epistemological system of Javadi Amoli, for this purpose, all his documents and works in the field of epistemology and women have been studied with the method of analysis of documentary studies.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;The results of this research show that by the creation of corporeal and Immortality of spirit as the pillars of knowledge in the epistemology of Javadi Amoli and his belief in the separation between sex and gender in women&#039;s studies, we can talk about the influence of sex and gender on credit and functionalist sciences. He said without such influence leading to epistemological relativity.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">جریان فمینیسم در غرب به دنبال ایجاد برابری و رفع ستم از زنان در نظام حقوقی و سیاسی به وجود آمد اما با مرور زمان، دغدغه این جریان به حوزه معرفت شناختی نیز امتداد یافت. به اعتقاد معرفت شناسی فمینیستی علوم بشری تحت سلطه مردان و متناسب با منافع آن‌ها ایجادشده است بنابراین با شالوده شکنی معرفت‌شناسی متداول غرب، تجربیات سرشتی و اجتماعی انسان‌ها در معرفت اهمیت می‌یابد و این تجربیات در قالب تأثیر جنس و جنسیت تفاوت‌های معرفتی زنان و مردان را رقم می‌زند. به علت پویایی و اهتمام فلسفه اسلامی به مسائل روز، معرفت شناسی فمینیستی نمی‌تواند نزد فیلسوف مسلمان مغفول واقع شود به خصوص متفکری چون آیت الله جوادی‌آملی که ضمن جامعیت در علوم مختلف به مسائل روز نیز توجه دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هدف از نگارش این مقاله، بررسی امکان تحقق معرفت شناسی فمینیستی در نظام معرفت شناسی علامه جوادی آملی است که به این منظور کلیه اسناد و آثار ایشان در حوزه معرفت شناسی وزنان، با روش تحلیل مطالعات اسنادی مورد مطالعه قرار گرفته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نتایج این تحقیق نشان می‌دهد با پذیرش جسمانیت الحدوث و روحانیت البقا بودن ارکان معرفت؛ حرکت جوهری و تمایز بین ادراکات در معرفت شناسی آیت الله جوادی آملی و باور به تفکیک بین جنس و جنسیت در مطالعات زنان از سوی ایشان، می‌توان از تأثیرگذاری جنس و جنسیت بر علوم اعتباری و کارکردگرایانه سخن گفت بدون آنکه چنین تأثیری منجر به نسبیت معرفتی شود. بر همین اساس کلیت ادعای معرفت شناسی فمینیستی در معرفت شناسی آیت الله جوادی آملی قابل‌ تحقق بیان می‌گردد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">معرفت‌شناسی فمینیستی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جنسیت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جوادی آملی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جسمانیت الحدوث</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تمایز علوم</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://hikmat.isramags.ir/article_168383_8eaa9f8846d4a38c59302822a0a94468.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>پژوهشگاه علوم وحیانی معارج</PublisherName>
				<JournalTitle>فصلنامه حکمت اسرا</JournalTitle>
				<Issn>2383-2916</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2023</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>How Ibn Sinian Is Suhrawardi’s Theory of Knowledge?</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تا چه اندازه نظریۀ شناخت سهروردی، نظریه‌ای سینوی است؟</VernacularTitle>
			<FirstPage>151</FirstPage>
			<LastPage>174</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">168540</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سعید</FirstName>
					<LastName>انواری</LastName>
<Affiliation>دانشیار فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه علامۀ طباطبائی</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-9402-880X</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مهدی</FirstName>
					<LastName>امین رضوی</LastName>
<Affiliation>استاد دانشگاه مری واشنگتن، ایالت ویرجینیا</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2023</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;span style=&quot;font-size: 12.0pt;&quot;&gt;In what follows, I will argue that despite apparent differences and the association with two different schools of thought, the epistemology of Suhrawardı is essentially that of Ibn, and even Suhrawardı’s theory of ‘‘knowledge by presence’’&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12.0pt;&quot;&gt;, &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12.0pt;&quot;&gt;which is considered to be uniquely his, is at least inspired by Ibn Sına. I will argue that Ibn Sına’s peripatetic orientation and Suhrawardı’s &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12.0pt;&quot;&gt;ishraqı &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12.0pt;&quot;&gt;perspective have both maintained and adhered to the same epistemological framework while the philosophical language in which their respective epistemologies are discussed is different. Of particular interest in our investigation is to show that both masters have adhered to a hierarchy of knowledge as follows: 1. Knowledge by definition; 2. Knowledge by sense perception; 3. Knowledge through a priori concepts; 4. Knowledge by presence; 5. Knowledge through direct experience: mysticism. The fact is that mysticism, in both its philosophical and its practical senses, is a component of the philosophical edifice of Ibn Sına and Suhrawardı, and the type of knowledge that is attained through mysticism is regarded by both philosophers to be the purest form of knowledge, one that is clear, distinct, unmediated, and direct. The knowledge attained through mysticism for Ibn Sına and Suhrawardı is not only informative but also transformative, a quality that both philosophers allude to in very clear and specific language, leaving no doubt that mysticism is an inseparable and integral part of the philosophical schools of both Ibn Sına and Suhrawardı.&lt;/span&gt;</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">در این مقاله نشان داده می‌شود که معرفت‌شناسی سهروردی همان معرفت‌شناسی ابن‌سینا است و تئوری «علم حضوری» سهروردی که نظریۀ منحصر به فرد وی محسوب می‌شود، از ابن‌سینا الهام گرفته شده است. بر این اساس جهت‌گیری مشائی- ‌مشرقی ابن‌سینا و منظر اشراقی سهروردی هر دو حافظ یک چهارچوب معرفت‌شناسی هستند، گرچه معرفت‌شناسی ویژۀ هر یک از ایشان با زبان فلسفی متفاوتی مطرح شده است. در این مقاله نشان داده می‌شود که هر دوی ایشان به سلسله مراتب معرفت به صورت زیر وفادار بوده‌اند: 1. معرفت حاصل از تعریف؛ 2. معرفت حاصل از ادراک حسی؛ 3. معرفت حاصل از مفاهیم اولیه؛ 4. معرفت حاصل از علم حضوری؛ 5. معرفت حاصل از تجربۀ مستقیم (عرفان). بر این اساس از دیدگاه هر دو فیلسوف، معرفتی که از طریق عرفان به دست می‌آید، ناب‌ترین شکل معرفت است که واضح، متمایز و بی‌واسطه و مستقیم است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سهروردی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ابن‌سینا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">معرفت شناسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">علم حضوری</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://hikmat.isramags.ir/article_168540_64f6ee471f041a6454a75a5e87e194f7.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
