انقلاب صدرایی در ذهن شناسی و طرح نوینی در معرفت شناسی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه اصفهان

2 دانشیار و عضو هیات علمی گروه فلسفه و کلام دانشگاه اصفهان.

چکیده

مسألۀ وجود ذهنی تا زمان ملّاصدرا یکی از پیچیده‌ترین مباحث فسلفۀ اسلامی بوده است که اکثر فلاسفه و متکلمان اسلامی دربارۀ آن اظهار نظر کرده‌اند؛ اما نتوانستند بر بر این مشکل فائق آیند. صدرالمتألهین با طرح حمل اولی و شایع و تمایز آن دو، توانست این مسأله را حل کند. وی با خروج علم از سنخ ماهیت و ورود آن به سنخ وجود، توانست رویکردی ابتکاری نسبت به این مسأله داشته باشد و دقیق‌ترین اشکالات آن را برطرف کند.
ملّاصدرا بر خلاف حکمای پیشین، علم را از تحت مقولات خارج می‌کند و آن را از سنخ وجود می‌شمارد. در نتیجه، این توانایی را پیدا می‌کند که بین علم و وجود ذهنی تمایز قائل شود و وجود ذهنی را ظلّ علم قلمداد کند. وی با طبقه‌بندی هستی در نظام تشکیکی وجود و با طرح حمل حقیقه و رقیقه، در تطابق ماهوی ذهن و عین، انطباق آن دو را ناشی از انطباق عینی وجود برتر ماهیت معلوم بر وجود خاص دانست.
 
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Mulla Sadra’s Revolution in Noology and the New Pattern in Epistemology

نویسندگان [English]

  • zohreh qorbani 1
  • mahdi imam jomeh 2
چکیده [English]

The issue of mental existence had been one of the most complicated problems in the Islamic philosophy before Mulla Sadra, and it had been discussed by most of the Muslim philosophers and theologians, but none was able to overcome and solve it. Mulla Sadra, however, was able to solve this problem by developing the primary prediction and ordinary prediction and presenting their difference. By exiting knowledge from the realm of essence and entering it to the realm of existence, he was able to develop an innovative approach with regard to this issue and solve its most precise problems.When Mulla Sadra brought knowledge out of the realm of categories and considered it as an entity, which ran counter to his antecedents, he was enabled to make a distinction between knowledge and mental existence and to consider mental existence as a subcategory of knowledge. Moreover, he was also able to consider the conformity of mind and entity as a result of the objective conformity of the superior existence of the known essence to particular existence, by categorizing the existence in the analogical gradation of ordoessendi and by proposing the idea of the true and subtle prediction of the essential conformity of mind and entity, which ran counter to the idea of his antecedents.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • knowledge
  • mental existence
  • gradations of existence
  • conformity
  • Essence