پوچی زندگی بدون خدا

نوع مقاله : ترویجی

نویسنده

عضو هیئت علمی گروه فلسفۀ دانشگاه علامه طباطبائی

چکیده

از نظر ویلیام کریگ، اگر خدا و جاودانگی وجود نداشته باشد جهان، زندگی نوع انسان و زندگی هر فرد، عاری از معنا، ارزش و هدف نهایی و در نتیجه پوچ خواهد بود. از آنجا که نمی‌توان در جهانی پوچ با خوشبختی زندگی کرد فرد ملحد چاره ای ندارد جز اینکه معنا، ارزش و هدف را به نوعی وارد زندگی خود کند. اما او حق چنین کاری را ندارد زیرا زندگی معنادار، باارزش و هدفمند در گرو ایمان به خدا و جاودانگی است. از این رو فرد ملحد یا باید زندگی عاری از خوشبختی اما سازگار با موضع الحادی داشته باشد و یا در زندگی خوشبخت باشد اما با موضع خود ناسازگار باشد. کریگ نتیجه می‌گیرد که مسیحیت دو شرط لازم برای زندگی معنادار، باارزش و هدفمند، یعنی خدا و جاودانگی، را تأمین می‌کند و به همین دلیل فرد مسیحی می‌تواند خوشبخت و سازگار زندگی کند. او در پایان روش‌هایی را برای دفاع از موضع مسیحیت در خصوص معنای زندگی ارائه می‌دهد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Absurdity of Life without God

نویسنده [English]

  • Hedayat Alavitabar
چکیده [English]

According to Craig, if there is no God and immortality then the universe, mankind and each individual person are without ultimate meaning, value and purpose and, in consequence, they would be absurd. Since it is impossible to live happily in an absurd world, an atheist has no other choice than to bring meaning, value and purpose into his life in one way or another. But he is not entitled to do so, because meaningful, valuable and purposeful life depend on belief in God and immortality. An atheist should, therefore, live either unhappily but consistently with his atheistic position or happily but not consistently with his position. Craig concludes that Christianity provides the two conditions necessary for a meaningful, valuable, and purposeful life, namely God and immortality, and because of this, a Christian can live consistently and happily. Finally, he presents methods for defending the Christian position on the meaning of life.

کلیدواژه‌ها [English]

  • God
  • immortality
  • Meaning
  • Value
  • Purpose
  • Absurdity
  • Christianity
  1. Loren Eiseley؛ (1977-1907) انسان‌شناس آمریکایی. م.
  2. Paul Tillich؛ پاول تیلیش (1965-1886) الهی‍دان آلمانی. م.
  3. Samuel Beckett؛ (1989-1906) نویسندۀ ایرلندى که از سال 1932 بیش‌تر عمر خود را در فرانسه گذراند و در سال 1969 جایزۀ نوبل ادبیات را دریافت کرد. م.
  4. نام این نمایش‎نامه نَفَس (Breath) است و در سال 1969 نوشته و اجرا شده است. م.
  5. Hermann Hesse؛ (1962-1877) شاعر، نویسنده و نقاش آلمانی- سوئیسی که در سال 1946 جایزۀ نوبل ادبیات را دریافت کرد. م.
  6. No Exit؛ نام این نمایش‌نامه در اصل فرانسوی Huis Clos (درِ بسته) است. م.
  7. Jacques Monod؛ (1976-1910) زیست‌شیمی‌دان فرانسوی. م.
  8. Ayn Rand؛ (1982-1905) نویسنده و فیلسوف روسی-آمریکایی. م.
  9. Kai Nielsen؛ ( -1926) استاد بازنشستۀ دانشگاه کَلگَری کانادا. م.
  10. 10. Kai Nielsen, “Why Should I Be Moral?” American Philosophical Quarterly 21 (1984): 90.
  11. Paul Kurtz, Forbidden Fruit (Buffalo, NY: Prometheus, 1988), p. 73.
  12. Richard Taylor, Ethics, Faith, and Reason (Englewood Cliffs, NJ: Prentice Hall, 1985), pp. 90, 84.
  13. H. G. Wells؛ (1946-1866) نویسندۀ انگلیسی. م.
  14. H. G. Wells, The Time Machine (New York: Berkeley, 1957), chap. 11.
  15. T. S. Eliot؛ (1965-1888) شاعر و نویسندۀ آمریکایی-انگلیسی. م.
  16. T.S. Eliot, “The Hollow Men,” in Collected Poems 1909-1962 (New York: Harcourt, Brace, Jovanovich, Inc., 1934). Reprinted by permission of the publisher.
  17. W. E. Hocking, Types of Philosophy (New York: Scribner’s, 1959), p. 27.
  18. F. B. Skinner؛ (1990-1904) روان‌شناس آمریکایی. م.
  19. Francis Crick؛ (2004-1916) زیست‌شناس بریتانیایی. م.
  20. این جمله از فرانسیس شفر است. م.
  21. Friedrich Nietzsche, “The Gay Science,” in The Portable Nietzsche, ed. and trans. W. Kaufmann (New York: Viking, 1954), p. 95.
  22. Friedrich Nietzsche, “The Will to Power,” trans. W. Kaufmann, in Existentialism from Dostoyevsky to Sartre, 2nd ed., ed. with an Introduction by W. Kaufmann (New York: New American Library, Meridian, 1975), pp. 130-131.
  23. Bertrand Russell, “A Free Man’s Worship,” in Why I am not a Christian, ed. P. Edwards (New York: Simon & Schuster, 1957), p. 107.
  24. Francis Schaeffer؛ (1984-1912) الهی‌دان آمریکایی. م.
  25. Bertrand Russell, Letter to the Observer, 6 October 1957.
  26. Pol Pot؛ (1998-1925) نخست وزیر (9-1976) و دبیر کل حزب کمونیست (81-1963) کامبوج. م.
  27. Dr. Mengele؛ (1979-1911) افسر و پزشک اس اس در اردوگاه آشوئیتس در جنگ جهانی دوم. م.
  28. Jean Paul Sartre, “Portrait of the Antisemite,” trans. M. Guiggenheim, in Existentialism, p. 330.
  29. Richard Wurmbrand؛ (2001-1909) کشیش رومانیایی. م.
  30. Richard Wurmbrand, Tortured for Christ (London: Hodder & Stoughton, 1967), p. 34.
  31. Cardinal Newman؛ (1890 – 1801) روحانی انگلیسی که در سال 1824 وارد سلک روحانیون کلیسای انگلستان شد اما در سال 1845 به کلیسای کاتولیک رومی پیوست. نیومن در دهۀ 1850 رئیس دانشگاه کاتولیکی ایرلند بود و در سال 1879 به مقام کاردینالی رسید. م.
  32. Ernst Bloch؛ (1977-1885) فیلسوف مارکسیست آلمانی. م .
  33. Ernst Bloch, Das Prinzip Hoffnung, 2nd. ed., 2 vols. (Frankfurt am Main: Suhrkamp Verlag, 1959), 2: 360-361.
  34. Zeldovich؛ (1987-1914) فیزیک‌دان روسی. م .
  35. Novikov؛ ( -1935) اخترفیزیک‌دان روسی. م.
  36. Fred Hoyle؛ (2001 -1915) ستاره‍شناس بریتانیایی. م.
  37. Carl Sagan؛ (1996-1934) ستاره‌شناس آمریکایی. م.
  38. Orwell؛ (1950-1903) نویسندۀ انگلیسی. م.
  39. Pavlov؛ (1936-1849) فیزیولوژی‌دان روسی که بیش‌تر به سبب کارهایش در زمینۀ شرطی شدن که روی سگ انجام داد مشهور است. م.
  40. Dr. L. D. Rue؛ ( -1944) استاد بازنشستۀ دین و فلسفه در کالج لوتر در آیُوا. م.
  41. Loyal D. Rue, “The Saving Grace of Noble Lies,” address to the American Academy for the Advancement of Science, February 1991.
  42. suttee؛ از ریشۀ سانسکریت به معنای زن خوب یا عفیف. م.